جعفر شهرى باف
270
طهران قديم ( فارسى )
سؤال مىكند تو به آن قدرت را چه كسى توانست معزول بكند ؟ و سيد جواب ميدهد : پشكل جمعكنها ! و تعبير سخنش هم عوارضى بوده كه وى به روى پشكل جمعكنها كه براى هر كيسه پشكل بايد دو عباسى عوارض بدهند وضع كرده بود . قهوهخانهء عرش يكى ديگر از اماكن تهران در خيابان چراغ برق ، قهوهخانهاى در بالاخانهاى نرسيده به پامنار بود كه « قهوهخانهء عرش » ش مىگفتند و نام عرش را از آن جهت گرفته بود كه تنها قهوهخانهاى در مرتبه فوقانى بود و ديگر تنها ساختمان دو طبقه در تمام شهر كه بر خيابان ساخته شده بود . « 83 » اين قهوهخانه در دو اتاق تو در تو با پلههايى باريك و بلند بود كه پنجرهء يك اتاق آن به طرف خيابان باز شده مركز شبانهروزى ترياكىها و شيرهاىها كه در آن جمع مىشدند بود و تعطيلپذير نميگرديد . به اين معنى كه از صبح تا شب ترياكىهاى محل در آن جمع مىشدند و از آخر شب به بعد عرقخورهاى ترياكى شبزندهدار جهت خمارشكن به آن رو مىآوردند و از نيمه شب به بعد تشكچههاى شيرهاىها گسترده شده ، نگارىهاى چراغهاى شيره بدست ساقىهاى آن مىآمد بعد از همه كه شب خوابها « 84 » را بايد بخوابانند . اما آنچه بعد از معرفى و وصف قهوهخانه موضوع سخن مىباشد ، تاريخچه ترياكى شدن بعضى از قدّيسجامهگان و منبرىها و عموميت يافتن آن در نزد آنان مىباشد كه تا آن روز در زمره اعمال ناروا شناخته شده يا مخفى انجام يافته كسى از آن مطلع نمىگرديد و از آن پس آشكارا و علنى شده حتى صورت پسنديده به خود گرفت . « 85 »
--> مصرفكنندگان به آن مىگفتند . ( 83 ) . دكاكين تماما يك طبقه بود و هنوز دو اشكوبه ( طبقه ) و سه اشكوبهسازى بر خيابان معمول نشده بود . ( 84 ) . ساقى يعنى آنكه نگارى را آمادهء كشيدن مىكند و به دهن مشترى ميگذارد . شب خواب قهوهخانه ، افراد بىخانمان كه شب در قهوهخانه خوابيده پول مختصرى پرداخت كنند . ( 85 ) . در آن زمان و خيلى پيش از آن ترياك و مصرف آن نه تنها منع و عيب نداشت ، بلكه دستور معالجهى هر گونه مرض ظاهر و باطن شناخته شده تا آنجا كه در سحرهاى ماه رمضان پس از مناجات و اذان سحر كه بعد از آن خوردن و آشاميدن ممنوع ميگرديد نوشيدن آب و استفادهى